سفارش تبلیغ
صبا
هرگاه یکی از شما با برادری در راه خدا برادری کرد، با او معارضه نکند، او را خشمگین نکند و با او مخالفت ننماید . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
عدل الهی Divine Justice
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» اذا زلزلت الارض زلزالها

اذا زلزلت الارض زلزالها

یک روز رودسر ، یک روز بم ‍، و امروز هم قم، فردا کجا ؟

زیاد به مکان جغرافیایی زلزله فکر نکنیم بلکه به این موضوع فکر کنیم که::

یکی از پی آمدهای  حوادث طبیعی مانند سیل وزلزله و... به فکر فرو رفتن ذهنهای کنجکاو و پرسش گر می باشد که چرا خداوند این بلا ها را برای انسان می فرستد چرا این همه غم واندوه باید بر سر مردم بیچاره نازل شود ؟براستی بنظر شما این موضوع با رحیم بودن  خداوند سازگار است؟

باید توجه داشته باشیم که حوادث ناگوارى (مثل: زلزله، سیل و...) که در جهان طبیعت روى مى دهد، چند گونه اهستند:
الف) مصایب خود ساخته:
برخى بلاها به دست خود انسان ساخته مى شود; به عبارت دیگر، این حوادثِ دردناک از نوع طبیعى است که پرورده دست خود انسان هاست. اگر در شهرى زلزله مى آید و از بخش های فقیر نشین، هزاران قربانى مى گیرد، اگر یک بیمارى فراگیر یا قحط سالى همه گیر، تنها از افراد بى نوا و از پا افتاده قربانى مى گیرد، بر اثر عملکرد خود انسان، تحث تأثیر عوامل اجتماعى از جمله زورگویى ستمگران یا عمل نکردن به دستورات دینى مبنى بر بهره گیرى صحیح از طبیعت، نظم، تعهد و... است.
اگر افراد محروم همچون ثروتمندان از خانه هاى مقاوم در برابر حوادث برخوردار بودند و خانه ها را طورى نمى ساختند که با مختصر حرکتى در هم فرو ریزد، این چنین نمى شد .در این گونه بلایا حساب  کافر و مؤمن یکسان می باشد; بنابراین، طبق نظام علّت و معلول که بر عالم حاکم است، هر کس زمینه هاى لازم براى رویارویى با حوادث طبیعى (مثلا زلزله براى کسانى که روى خط زلزله زندگى مى کنند) را فراهم نکند، آسیب پذیر خواهد بود. چنانکه  برخى بلاها بر اثر گناه و خلاف کارى پیش مى آید و آثار وضعى عمل انسان است. این نوع بلاها نیز نتیجه اندیشه و عمل خود انسان است.
قرآن کریم مى فرماید:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى ءَامَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَـت مِّنَ السَّمَآءِ وَالأَْرْضِ وَلَـکِن کَذَّبُواْ فَأَخَذْنَـهُم بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ;
(اعراف، 96) اگر مردمى که در شهرها و آبادى ها زندگى مى کنند، ایمان آورند و تقوا پیشه کنند، درهاى برکات آسمان و زمین را به روى آن ها مى گشاییم ولى آن ها آیات ما را تکذیب کردند ما هم آن ها را به مجازات اعمالشان گرفتیم.»
با توجه به آن چه بیان شد مى توان دریافت که به حوادثى از قبیل سیل از زاویه هاى گوناگونى مى توان نگاه کرد; ممکن است زاییده عملکرد خود انسان باشد (مثلا به خاطر بهره مندى نادرست از طبیعت)و یا امکان دارد براى امتحان یا کیفر و یا عاملى براى توجه به خداى جهان آفرین یا... باشد.
قرآن کریم مى فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یَظْـلِمُ النَّاسَ شَیْـًا وَ لَـکِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْـلِمُونَ;
(یونس، 44) خداوند هیچ بر مردم ستم نمى کند; ولى این مردمند که بر خویشتن ستم مى کنند.»
ب) عاملى براى بازگشت به سمت تکامل:
گاهى حوادث ناخوشایند و ناگوار در زندگى انسان ها رخ مى دهد تا عاملى براى بازگشت و سازنده روح آنان باشد. غرور و غفلت و خواب زدگى، مسلماً از موانع تکامل معنوى و سعادت انسان است و براى دگرگون ساختن این وضعِ نابسامان و جایگزین کردن یاد خدا به جاى فراموشى ها، وجود حوادث غیرمترقبه که با فراز و نشیب خویش، زندگى آرام را از انسان سلب مى کند، بسیار راهگشاست.
قرآن کریم مى فرماید:
«فَأَخَذْنَـهُم بِالْبَأْسَآءِ وَالضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ;
(انعام، 42) و ما آن ها را به حوادث غم انگیز و رنج ها گرفتار ساختیم، شاید به درگاه خدا روى آورند.»
ج) کفاره گناهان:
گاهى خداى متعال براى از بین بردن آثار گناهان، برخى بلاها و مصیبت ها را متوجه انسان ها مى کند تا به لطف و کرمش بخشى از گناهان برخى گنه کاران را در دنیا بشوید تا پس از مرگ، گرفتار عذاب هاى دردناک نشوند.
د) امتحان:
برخى بلاها نیز براى آزمایش کردن مردم رخ مى دهد; چرا که یکى از سنت هاى الهى است و به هیچ وجه تعطیل نمیشود چون تمام انسانها دایما در حال آزمایش الهی هستند. اجازه دهید تا باز هم از قرآن کمک بگیریم :
«وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَىْء مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِّنَ الاَْمْوَ لِ وَ الاَْنفُسِ وَ الثَّمَرَ تِ وَبَشِّرِ الصَّـبِرِینَ;
(بقره، 155) و قطعاً شما را به چیزى از قبیل ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جان ها و محصولات مى آزماییم و مژده باد شکیبایان را».

بنا براین برخی سختیها ومشکلات مقدمّه ای برای رسیدن به کمال هستند . همانطور که در قرآن کریم آمده:«لقد خلقنا الانسان فی کبدٍ» (بلد4) انسان در برخورد با بلایا از خواب غفلت بیدار شده وهستی لایق خود را پیدا می کند
 ان شاء الله که تمام این حوادث طبیعی زمینه ای باشند برای بیداری ما و نزدیک شدن ما به خداوند متعال....



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » پرسمان قرآن ( چهارشنبه 86/3/30 :: ساعت 1:54 عصر )
»» دوست داری خودکشی کنی؟؟

بنام خدا

در مطلب قبلی بنده یکی از بازدیدکنندگان محترم سوالی در مورد خودکشی از بنده پرسید که آیا اسلام اجازه خودکشی را به کسی که هیچ روزنه امیدی در زندگی خود ندارد،میدهد یا خیر؟؟؟

حضرت ایوب مردی نیکوکار ،دارای اموال زیاد و فرزندان بسیاری بود .روزی یکی از غلامان ایوب آمد و گفت :عدّه ای غلامان تو را کشته اند و گاوها را به غارت برده اند.چند لحظه بعد غلام دیگری آمده وگفت:آتش عظیمی از آسمان  فرود آمده و همه چوپانان وگوسفندان تو در آتش سوختند، غلام سوّمی آمد وگفت :ساربانان کشته شدند و شترانت به غارت رفتند،در این هنگام مردی با عجله اومد نزد ایوب وگفت:ای ایوب فرزندانت به خوردن غذا مشغول بودند ،ناگهان سقف بر سر آنان خراب شده و همه شان مردند .حضر ت ایوب در این هنگام با کمال مقاومت ،صبر وتحمّل کرده وسر به سجده نهاده وعرض کرد:{ای خدا!ای آفریننده شب وروز،برهنه به دنیا آمدم وبرهنه به سوی تو می آیم ،پروردگارا !خودت به من دادی وخودت هم از من پس گرفتی،بنابراین هرچه تو بخواهی خوشنودم}.ایوب به درد پا مبتلاء شد،ساق پایش زخم شده وبه بیماری بسیار سختی دچار گردید که قدرت حرکت نداشت .هفت یا هفده سال با این وضع در سنّ 80سال (نه در جوانی)زندگی کرد وهمواره به شکر خدا مشغول بود.او 4تا همسر داشت که سه تا از همسرانش او را تنها گذاشتند و رفتند ،تناه یکی از آنان به نام «رحمه» به او وفادار ماند.کا ر ایوب به جایی رسید که او را از محل سکونتش بیرون کردند وآواره بیابان شد وحتِّی در اواخر همسر چهارمش نیز اورا تنها گذاشت .حضرت ایوب با همه این مشکلات ،اظهار نارضایتی نکرد ،زبان حالش با خدا این بود::

تو را خواهم نخواهم نعمتت، گر امتحان خواهی      در رحمت به رویم بنده،ودر رهای بلاءبگشا

اسلام تحت هیچ شرایطی به انسان اجازه خودکشی نمی دهد* وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحِیماً * وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً *(نساء 29،30)

احترام خون وحرمت قتل نفس ،از مسایلی است که همه شرایع آسمانی وقوانین بشری در آن اتفاق نظر دارند،و این مورد از کمالات تمام شرایع است به دلیل اینکه قتل نفس وخودکشی اثرات سوء اخلاقی ،انسانی واجتماعی متعدّد وگسترده ای در جامعه وخانواده ایجاد می کند .بنط  من باید در هر مشکلی ،راه حلّ آن را پیدا کرد نه اینکه دست به کاری بزنیم که بدبختی ابدی برای ما داشته باشد در برخی روایات آمده است که یک فرد مؤمن ومسلمان با سخت ترین شرایط و در زیر هولناک ترین فشارهای مادّی وروحی هرگکز دست به خودکشی نخواهد زد،زیرا مرگ او به هر صورت که باشد برای او گواراتر از خودکشی خواهد بود،چون عاقبت خودکشی گرفتاری پس از مرگ ومجازات در آتش جهنّم خواهد بود.

 از دیدگاه قرآن کریم کفر،شرک،ارتداد،نفاق از عواملی هستند که باعث عذاب ابدی (خلود وجاودانگی در آتش جهنّم) می گردند.در مقابل ،ایمان وعمل صالح،دلیل سعادت ورهایی از آتش جهنّم هستند««من امن بالله والیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»»(بقره62)

شخصی که ایمان آورده است :ولی بخاطر ضعف ایمان ،گناهان کبیره را انجام داده _هرچند که توبه نکرده باشد _اهل نجات است.وبا سختی جان دادن یا عذاب برزخ یا شفاعت یا تحمّل عذاب جهنّم و یا.. پاک گردیده و به بهشت میرود.یکی از گناهان کبیره خودکشی است و در اسلام ،حرام وغیر قابل بخشش می باشد. چه بهتر که از قرآن کریم کمک بخواهیم آنجائیکه می فرماید:«وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیماً * وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَاراً وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللّهِ یَسِیراً »(نساء29و30) خداوند مهربان نه تنها راضی به قتل ما توسط دیگران نیست بلکه به خود ما هم اجازه این کار را نمی دهد.در روایات اهل بیت(ع) نیز به شدّت از این کارمنع شده استبعنوان نمونه امام صادق(ع) می فرماید::«کسی که به عمد خودکشی کند ،برای مدّت طولانی ،در آتش جهنّم خواهد ماند»

بنابراین ،بعد از عذاب الهی،بخشش خداوند متعال،شامل شخص مسلمانی که مرتکب چنین گناهی شده است نیز میشود..



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » پرسمان قرآن ( یکشنبه 86/3/13 :: ساعت 8:12 صبح )
»» شفاعت در قرآن؟؟؟؟ 3

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

 شفاعت در قیامت بر اساس شرایط ویژه اى و استحقاق و لیاقت افراد انجام مى گیرد و هر کس آن شرایط را داشت، شفاعت شامل حال او مى شود، وگرنه این صورت شفاعت شامل حال او نمى شود. از شرایط شفاعت ایمان، محبت اهل بیت، رضایت خداوند متعال و... مى باشد! چنان که قرآن کریم مى فرماید: «ولا یَشفَعونَ اِلاّ لِمَنِ ارتَضى» (انبیاء،28) کسى مورد شفاعت قرار مى گیرد که مقام ارتضاء ]خشنودى خداوند[ را داشته باشد.» و در جایى دیگر مى فرماید: «آن ها ]عهد شکنان و مجرمان[ هرگز مالک شفاعت نیستند، مگر کسى که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانى دارد.» (مریم،87)

 شفاعت اساساً تفضل خداوند مهربان نسبت به بندگانش است، در شفاعت پایمال شدن حق کسى در کار نیست تا نتیجه آن ظلم باشد و اگر شفاعت شامل حال کسى که شرایط لازم را ندارد نشود بى عدالتى نیست، بلکه تفضّل و عنایت خداوند شامل حال او نشده است; به عنوان مثال در مورد فقدان شرایط اگر در اداره اى بر اساس شرایط و ضوابطى گزینش و استخدام دارند، و عده اى که شرایط لازم را دارند پذیرفته شوند و عده اى هم که شرایط لازم را ندارند، پذیرفته نشوند، عاقلان هرگز تصور بى عدالتى را در این باره نمى کنند، چون آن هایى که پذیرفته نشده اند، در واقع شرایط لازم را نداشته اند.•شفاعت باعث تجّرى بر گناه نمى شود، چون حریم شکنى آگاهانه و جرأت پیدا کردن بر معصیت از امورى است که ممکن است باعث از بین بردن شایستگى فرد براى مشمول شفاعت شدن شده، بلکه شفاعت از یأس از رحمت خدا جلوگیرى مى کند. و در صورت نبودن آن، فرد گنهکار گناه را با جرأت و وسعت بیش ترى انجام مى دهد چون همه راه هاى سعادت را در مقابل خود بسته مى بیند..

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » پرسمان قرآن ( سه شنبه 86/3/8 :: ساعت 11:37 عصر )
»» شفاعت در قرآن؟؟؟؟ 2

بنام خدا

  موضوع شفاعت از اصول مسلّم اسلام است که روایات زیادى از طریق شیعه و اهل سنت درباره آن نقل شده است. در قرآن کریم نیز آیات متعددى درباره آن وجود دارد; مانند: آیات 43 تا 48 از سوره شریفه مدّثر که خداوند متعال عده اى از کسانى را که شفاعت شامل حال آن ها نمى شود، نام برده است.

تمام علماى اسلام (شیعه و سنى) شفاعت را قبول دارند; ولی در بعضى خصوصیات و شرایط آن با یکدیگر اختلاف نظر دارند.•

 در بحث شفاعت، در قرآن چهار دسته آیات وجود دارد.

1: دسته اى مطلقاً شفاعت را نفى مى کند (چون آیه مورد بحث و آیه 48 بقره)

2:دسته دیگرشفاعت را مختص خداوند  میدانند(زمر، 45; سجده، 4) .

3: دسته سوم (بقره، 255; سبأ، 23) شفاعت را مشروط به اذن الهى مى داند .

4: طایفه چهارم آیات، براى شفاعت شوندگان شرایطى ذکر مى کنند (انبیاء، 28; مریم، 87) .

طریقه جمع آیات ذکر شده به این صورت است که مطلق بودن دسته اول بواسطه دسته دوم مقید مى شود، نتیجه اش این است که «هیچکس نمى تواند شفاعت کند مگر خداوند.» سپس خود این نتیجه بواسطه دسته سوم مقید مى شود و نتیجه آیات چنین مى شود: «هیچکس نمى تواند شفیع باشد مگر خداوند یا کسى که او اجازه دهد.»

 نظر اکثر علماى اسلام در مسئله «شفاعت»این است: در پرتو شفاعتِ پیامبراکرم(ص) و به پاس احترام و مقام و منزلتى که شفیعان واقعى در درگاه الهى دارند، گروهى از گنهکاران (پستهای قبلی رو بخونید) از عذاب، نجات پیدا کرده، خداوند از تقصیر آنان در مى گذرد; بنابراین، هر چند ممکن است عده اى از عوام شیعه در مسئله «شفاعت» نظر افراطى داشته باشند، ولى علماى شیعه، «شفاعت» را فقط شامل کسانى مى دانند که شرایط آن را داشته باشند.

واین اعتقاد که تمام کسانى که به خدا ایمان داشته و با رسول اکرم(ص) و اهل بیت(ع) دشمنى نداشته باشند، مشمول شفاعت مى گردند، اعتقادى است که از ظاهر آیات قرآن کریم، مانند: «لاَ یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى» (انبیاء، 28) و از روایات استفاده مى شود; مانند آن چه رسول اکرم(ص) فرمود: «إذا قُمْتُ المقامَ المحمودَ تَشَفّعتُ فى اصحاب الکبائر مِن اُمّتى فَیَشفَعنُى الله فیهم وَ الله لاتَشَفَّعْتُ فیمن آذى ذریتى; هنگامى که در مقام شفاعت قرار گیرم براى گناهکاران امتم شفاعت مى کنم و خداوند شفاعت مرا مى پذیرد. به خدا سوگند براى کسانى که ذریه و فرزندان مرا آزار کرده باشند شفاعت نمى کنم».•

ادامه دارد



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » پرسمان قرآن ( یکشنبه 86/2/23 :: ساعت 3:33 عصر )
»» شفاعت در قرآن؟؟؟؟

بنام خدا

پس از اینکه مطالبی را راجع به شفاعت ورابطه آن با عدالت خداوند آورده ام ، برخی دوستان سوالاتی را مطرح کرده اند که لازم دیدم  پاسخ آنها را در چند پست  مستقل بیاورم تا إن شاء الله که مفهوم شفاعت را بیشتر و بهتر بشناسیم ....

سوال اوّلی که مطرح شد این است که اصل شفاعت به چه معناست؟؟؟

شفاعت از ماده «شفع»، به معناى ضمیمه کردن چیزى به مثل اوست (ضَمُّ الشىء الى مثله); از این عبارت روشن مى شود که باید نوعى شباهت و همانندى میان آن دو باشد، هر چند تفاوت هایى نیز در میان آن ها دیده شود.

فرض کنیم که کسی توی دریا در حال غرق شدن باشد ،وغریق نجات بخواهد که او را نجات دهد ،غریق با این امید که امکان نجات دادن شخص هست جان خود را به خطر انداخته واقدام به نجات شخص در حال غرق شدن می کند ..در حالی که اگر  روزنه امیدی به نجات  شخص غرق شده نباشد، غریق نجات نیز جان خویش را به خطر نینداخته واقدامی نمی کند.ویا اگر بین آندو وجه اشتراکی نباشد ،مثلا اگر کامیون در دریا افتاده باشد ،در اینجا دیگر از نجات غریق کاری بر نمیاد لذا اقدام او برای نجات آن کامیون ،کاری بیهوده است.

پس در اینجا بین شخص در حال غرق شده و غریق نجات یک وجه اشتراکی مانند توان نجات دادن ویا وجود برخی اسباب نجات  باید وجود داشته باشد تا اقدامی برای نجات شخص صورت گیرد وگرنه اگر هیچ روزنه امیدی به نجات موجود نباشد ،اقدام برای نجات نتیجه مثبتی نخواهد داشت.

شفاعت در قرآن نیز بهمین صورت می باشد: یعنى شخص گنه کار به خاطر پاره اى از جنبه هاى مثبت (مانند ایمان یا انجام دادن بعضى از اعمال صالح) شباهتى با اولیاى خدا پیدا کند و آن ها با عنایات و کمک هاى خود او را به سوى کمال سوق دهند و از پیشگاه خدا تقاضاى عفو کنند. حقیقت شفاعت، قرار گرفتن موجودى قوى تر و برتر، در کنار موجودى ضعیف تر و کمک کردن به او براى پیمودن مراتب کمال است.به این خاطر، در بحث شفاعت، بر خلاف تصور عامیانه که فکر مى کنند نوعى پارتى بازى و رابطه مندى است، نوعى شباهت و همانندى باید میان آن دو موجود باشد و شخص گنه کار، به خاطر پاره اى از جنبه هاى مثبت، شباهتى با اولیاى خدا پیدا مى کند و با عنایت آن ها مسیر خود به سوى کمال را مى پیماید.•

شفاعت به معناى صحیح آن بر محور دگرگونى و تغییر موضع «شفاعت شونده» دور مى زند; یعنى شخص شفاعت شونده موجباتى فراهم مى سازد که از یک وضع نامطلوب و در خور کیفر بیرون آمده و به وسیله ارتباط با شفیع خود را در وضع مطلوبى قرار دهد که شایسته و مستحق بخشودگى گردد و ایمان به این نوع شفاعت در واقع یک مکتب عالى تربیت و وسیله اصلاح افراد گناهکار و آلوده، و بیدارى و آگاهى است.

این بحث ادامه دارد



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » پرسمان قرآن ( یکشنبه 86/2/16 :: ساعت 6:30 عصر )
»» رابطه بین عدالت خداوند و شفاعت(2)

بنا م خدا

تجربه نشان داده که اگر روزنه امیدى به روى افراد مجرم گشوده و احساس نمایند که اگر  در برنامه غلط نارواى خود تجدید نظر کنند , راه نجاتى براى آنهاهست , در این صورت بسیارى از  آنان از بیراهه به راه باز مى گردند .

 در قـوانـیـن جـزایـى و کیفرى جهان , قانونى به نام عفو زندانیان و مجرمان بزرگ ومحکومان به  حـبـس ابـد وجـود دارد ; نـکـته آن این است که روزنه امیدى براى این افراد باز شود و در برنامه  زنـدگـى خـود تـجـدید نظر نمایند و اگر این روزنه نبود ,علت نداشت که در همان محیط آرام  بنشینند و دست به جنایت نزنند زیرا بالاتر ازسیاهى ( زندان ابد ) رنگى نیست .

 شـفـاعـت دربـاره افـراد لایق و شایسته جز روزنه امید براى امکان تجدید حیات دینى واخلاقى ,  چـیـزى نـیست و مخصوص کسانى است که روابط خود را با خدا و اولیاى دین حفظ کرده اند ولى  کـسى که داراى اعمال نیک نبوده و از ایمان به خدا بهره نداشته باشد و عمرى در گناه و فساد به  سر برده است هرگز مشمول شفاعت نخواهد بود .  فرق این دو گروه را مى توان در ضمن مثالى مجسم ساخت :فرض کنید سربازانى مامور گشودن  دژى بـر فـراز کوهى مى باشند و گشودن آن دژ , درحفظ کشور آنان از تجاوز خارجى فوق العاده  مـوثـر اسـت ; فـرمـانـده ماهر و ورزیده ,وسایل لازم براى صعود و گشودن دژ را در اختیار آنان  مى گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مى نماید .  آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو که گوش به فرمان فرمانده نداده و در پایین کوه مى مانند  هـیـچ گـاه مـشـمول حمایت او نمى گردند , اما آن گروهى که فداکارند و به سرعت از کوه بالا  مـى رونـد , اگـر در میان آنان افرادى ضعیف و ناتوان باشند و دربعضى از گذرگاهها بلغزند , یا  صـعود و بالا رفتن به تنهایى در بعضى از نقاط حساس کوه براى آنها مشکل باشد , فرمانده دلسوز  مراقب حال آنان بوده و در نقاط حساس به آنها کمک کرده و از لغزشگاه عبورشان مى دهد .  ایـن نـوع مـراقـبـت و کـمک , یک نوع شفاعت است و از آن افرادى است که در مسیر هدف گام  بـرمـى دارنـد و اشـکالى ندارد که فرمانده دلسوز پیش از صعود به کوه , این مطلب را اعلام کند و  بگوید اگر شما در نقاط حساسى از صعود باز بمانید از کمک هاى بى دریغ من محروم نخواهید ماند  و من با تمام قوا کوشش مى کنم که شما را در این هدف کمک کنم .  یـک چـنـین اعلام قبلى , افراد را براى کار دلگرم کرده و نور امید را در دل آنان پدید مى آورد و بر  قدرت و پایدارى آنان مى افزاید و در حقیقت یک نوع تربیت ووسیله تکامل است .  آیا اگر شفاعت یک نوع کمک به نجات افراد در زمینه هاى مساعد باشد , مستلزم تبعیض نارواست  و یا ترجیح بدون دلیل و تشویق به گناه و پارتى بازى بى جهت محسوب مى شود.

البته یک نکته مهمّ را باید در آخر مطالب خودم باید یاد آوری کنم::: که خداوند با دادن مقام شفاعت به برخی از بندگان خویش ارزش ومنزلتی به آنها داد ،که در پرتو زندگی نیک واعمال صالح شان بدست آورده اند.در حقیقت باید گفت که خداوند با دادن این مقام به آنها قصد نشان دادن جایگاه رفیع آنها نزد خود  و بها دادن آنها آنان در نزد بندگان خویش می باشد ....



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » پرسمان قرآن ( دوشنبه 86/2/3 :: ساعت 2:53 عصر )
»» رابطه بین عدالت خداوند و شفاعت(1)

  بنام خد ا     

تا حالا با خودت فکر کردی چه رابطه ای بین عدالت خداوند و شفاعت بندگان خدا وجود دارد ؟؟     

شـفـاعـت در لـغـت بـه مـعـنـى ضمیمه کردن چیزى به چیز دیگر و جفت نمودن آن است و دراصطلاح مذهبى به معنى کمک کردن اولیاى خدا ( پیامبران , امامان و مردم صالح ودرستکار ) براى نجات افرادى است که در طول زندگى مرتکب لغزش‌هایى شده اند .

الـبته کمک به نجات افراد گنهکار دو صورت دارد : یک شکل آن به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعیض نارواست و شکل دیگر آن یک نوع درس تربیت , روزنه امید ووسیله تکامل مى باشد . اگر افرادى که مورد شفاعت واقع مى شوند هیچ گونه شایستگى نداشته باشند , و درعین حال به آنها بدون جهت کمک شود و بر دیگران مقدم گردند , این کار یک نوع تبعیض ناروا و تشویق مردم به گناه و تامین دادن به آنها در برابر جنایات است . ایـن هـمـان شـفـاعـت غلط و ناروایى است که باید گفت موجب جرات جنایتکاران از انجام هیچ جنایتى کوتاهى نکنند , ولى مسلما هدف آیات , این نوع شفاعت نیست که عقل وخرد آن را محکوم مى کند .

ولـى اگـر بـعـضـى از گناهکاران به خاطر پیوندهاى معنوى که با خدا داشتند و به خاطر ارتباط ایمانى که با اولیاى پروردگار برقرار ساخته بودند مورد کمک شفیعان روز رستاخیز قرار گیرند , در این صورت نوید شفاعت نه تنها موجب تشویق و مستلزم تبعیض ناروا نیست , بلکه عین عدالت و وسیله تربیت و بازگشت افراد گنهکار ازنیمه راه است .

هـمـان طـور که قرآن مجید بیان مى کند , شفاعت اولیاى خدا منوط به اذن پروردگار جهان است و تا اجازه خدا نباشد هیچ کس نمى تواند شفاعت نماید ,ناگفته پیداست که اذن خـدا بـى جـهـت و بـدون حکمت نخواهد بود ; در این صورت باید گفت اذن خدا شامل حال کـسـانى مى شود که براى عفو و اغماض شایستگى دارند و اگر در طول زندگى لغزش و گناهى داشـتـنـد بـه مـرحله پرده درى و طغیان نرسیده و اگر رابطه خود رادر بعضى از جهات ضعیف کـرده اند , ولى بکلى آن را از بین نبرده اند , چنین افرادى که پیوندهاى گوناگون خود را با حق و حقیقت نگسسته اند مشمول و شایسته شفاعت مى شوند. نوید شفاعت با این شرط خود هشدارى است به افرادى که گاهى مرتکب گناه مى شوند که بهوش بـاشند و هر چه زودتر از ادامه گناه باز گردند و همه پیوندها را پاره نکنندو پرده ها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند که در غیر این صورت , راه نجاتى براى آنان نخواهد بود . هـمـین احساس و توجه , در بازگشت افراد گناهکار به راه حق و تجدید نظر دربرنامه هاى غلط مـوثـر مـى گـردد و در حـقـیقت , روزنه امیدى براى پاک ساختن برنامه زندگى از نقاط تاریک محسوب مى شود .

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » پرسمان قرآن ( سه شنبه 86/1/28 :: ساعت 4:41 عصر )
   1   2      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

انتقال به مکان جدید
علت انحراف مسلمین
ابزار اجرای عدالت از منظر قرآن
معراج حقیقت
عدالت الهی و فرزندان ناقص الخلقه
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 17
>> بازدید دیروز: 39
>> مجموع بازدیدها: 208616
» درباره من

عدل الهی    Divine Justice

» پیوندهای روزانه

1000کتابخانه و بانک نرم‌افزار قرآنی در مراکز قرآنی [148]
تدریس اسلام در دانشگاه لائیک کانادا [123]
فراخوان ثبت نوآوری در عرصه علوم دینی [129]
راویان نور [112]
دعا کنیم قسمت همه مان شود [152]
عدالت بدون پیشرفت برابربا فقر [128]
استقبال از تدریس احکام اسلامی به تمام دانش‌آموزان آلمان [125]
توزیع رایگان قرآن با ترجمه آیت‌العظمی مکارم شیرازی [126]
قدر نظام و رهبری را بدانیم [111]
نیازبه پیشرفت و عدالت،برای ورود به دهه چهارم انقلاب [123]
نویسنده آمریکایی از تاریخ گمشده مسلمانان می‌گوید [114]
نوروز روز آماده شدن برای تحقق حاکمیت الهی بر جهان [108]
علت توهین به پیامبر(ص) [152]
عید نوروز در اسلام از نگاه وبلاگستان [124]
[آرشیو(14)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
عدالت[123] . اهل بیت[38] . معاد[18] .
» آرشیو مطالب
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385
پاییز 1385
منتقل شده

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
لحظه های آبی
دل نوشته های یک دختر شهید
عاشق آسمونی
نمازخانه بوستان بهاره
پیاده تا عرش
شلمچه
شکوفه نرگس
وبلاگ گروهی فصل انتظار
نمونه ها
گفتگوی دوستانه
همسفر مهتاب
بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
یاران در حریم یار
طلبگی ودنیای عشق
.: شهر عشق :.
.:: رمز موفقیت ::.
فقط عشقو لانه ها وارید شوند
انعکاس
پاک دیده
آدمک ها
خاطرات من
به نام وجود باوجودی که ....
آواز پرجبرئیل
ساحل نشین اشک
بچه های قلم
عاشقانه
شادی
احساس با تو بودن
از قرآن بپرس 2
سایت محمد رضا آقابیگی
هرچه می خواهد دل(مشاوره)
فرشتگان رنجور
شریعت پاینده
نوشته های یک ناظم
دیار برف
مذهب عشق
زندگی برای...
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
مذهبی
پیامبر اعظم(ص) - The Holy Propht -p.b.u.h
جواب دادن به شبهه ها
آغاز راه
عــــشقـــــولـــــک
●:سوزن بان:●
بوی پیراهن یوسف
در حریم اهل بیت(ع)
نکته هایی از قرآن
دکتر علی حاجی ستوده
نوشته های حامد عبداللهی
نقطه ای برای فردا
فصل سکوت
حقیقت بهائیت
عطر گل یاس
در همه حال بگو سپاس
دم مسیحائی
تنهاترین سردار
برای ریحانه for Reyhaneh
علوم قرآنی Quranic Sciences
حقوق زن
ولایت
گنجینه قصار
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
وقایع
یادداشت های یک روحانی
مسیح اندیمشک
سرای اندیشه
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا...
سه نقطه
سئوالهای منتظر جواب
واژه های زندگی
یعسوب
حرفای خودمونی من
مادرانه
کسی که مثل هیچکس نیست
ستارگان خاکی
عشق یعنی حسین علیه السلام
ازدواج موقت وچالش ها
سید.مذهبی اخلاقی عرفانی
فاطمه
امان عصر
گلچین اندیشه های الهی
شبـــنم سحــرگاهــی
مهستان
کلبه احزان
جمعه های سوت وکور
ردّ پای ایمان
جهاد مقدّس
آلاء
بهترین وبلاگ دنیا
شهریوری
امام عشق
گنجهای معنوی
پیام گل سرخ
جلوه گه یار
دین
کانون گفتمان قرآن
حجّ و عمره
ازدواج دینی
الم ذلک الحسین علیه السلام
وصـــــــال قائم
آوازپرجبرئیل
خاکریز
مذهب

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان







» طراح قالب